استاد شجاع ميتوانست ثروت و قدرتي به چنگ آورد كه به نحو ديگري برايش ميسر نبود.
برگرديم بر سر بوتاني كه دانته و پيكودلا ميراندولا در نفي و تحقير او متفقالقولاند.
ريستورو دارتسو در دايرةالمعارف عاميانهاش اظهار كرده تلاٴلوٴ ستارگان در چشم راصد ايجاد ميشود.
ه) فرانسه. نهضت بطليموسي در فرانسه حتي از ايتاليا هم قويتر بود. البته در ميان ارسطوييان و دومينيكيان مخالفتهايي با آن وجود داشت، ولي همهٴ اخترشناسان برجستهٴ فرانسوي كاملاً بطليموسي بودند مثلاً ونسان دوبووه زحمت اين را كشيد كه منازعه را مورد بررسي قرار دهد، او با افكار بطروجي خوب آشنا بود ولي به نفع بطليموس نتيجه گرفت. برنار تريليايي به همان نتيجه رسيد، ولي نتوانست عقيدهٴ غلط نوسان اعتدالين را متزلزل سازد. در حالي كه عقايد نجومي ونسان دوبووه و برنار تريليايي، دو اخترشناسي كه هم اكنون، از آنها سخن خواهم گفت، كمابيش تحت تأثير آلبرت كبير بود؛ ميتوان گفت برنار وِردُني و گيومسن كلودي به مكتب بيكن تعلق داشتند. از جهتي تأثير بيكن چندان بهتر از آلبرت نبود، چون او هرگز، نتوانست در مورد بطروجي يا بطليموس رأي قاطعي بدهد و در ضمن مباحثاتش عقايد عجيب ابن هيثم و محمدبن احمد خرقي را معرفي كرد، ولي ترديد نظري او بر اثر تمايلات تجربياش تا حد خيلي زيادي جبران شد. برنار وِردُني مسئله را از نو مورد مطالعه قرار داد و صريحاً با نظر بطروجي مخالفت كرد و تمام عقايد او از جمله اقبال و ادبار اعتدالين را مردود شناخت. گيوم سن كلودي به جاي اين كه صاحبنظر باشد، بيشتر يك راصد بود. وي در 1290، ميل منطقةالبروج را بهطور تجربي از نو تعيين كرد، و اين تنها مورد تعيين ميل منطقةالبروج در قلمرو مسيحيت در قرون وسطا، بود. زيج سيارات و تقويمهايي را هم تنظيم كرد. او را ميتوان بنيانگذار مكتب اخترشناسان پاريس دانست (
¿ ج 3)، كه شايد بهترين ثمرهٴ تأثير بيكن در فرانسه بود.
در آن كشور هواداران بطروجي هيچ مخالفت جدي ابراز نكردند، فقط بايد رسالهٴ ناشناسي را از آن دوره ذكر كرد؛ چون اين رساله نه فقط به ارسطو بلكه به پيش از او، يعني هراكليدس پونتوسي استناد كرده است. اخترگوي ناشناسي آن را براي بالدوين دوم كورتني، آخرين فرمانرواي مهم امپراتوري لاتيني قسطنطنيه، به زبان فرانسه نوشته است. اين نمونهٴ گويايي از سير قهقرايي است كه در عصري ديده ميشود، و پيروان آن معمولاً انگشتشمارند. اين اخترگو از شاگردان ديرآمدهٴ مكتب شارتر بود.
پير غريب، موٴلف نامدار مقالهاي دربارهٴ مغناطيس، رسالهاي دربارهٴ اسطرلاب تأليف كرد.
قديميترين تقويم نجومي چاپي (پاريس 1483)، منسوب به شخصي به نام آنيانوس احتمالاً، در اين ايام تحرير شده بود. به رسالهٴ بزرگ مربوط به شعاير ديني، كه گيوم دوران در حوالي سال1286 تأليف كرد، طبعاً تقويم نجومي ديگري ضميمه شده بود.